![]() |
![]() |
|
| هر چی دلم بخواد |
|
تا به کی به امید دیدارت ای منجی با غم نشینم به کنجی؟
از غمت ز شادی پیوند گسستم سیل اشک را هر آن ز دیده روان می کنم از فراقت شکوه ها می کنم من التماس می کنم به وصال منجی ندانم که من لایق نیستم به منجی منجی من موعود من تنها امید حیات من همه شب زنم نوای غم که شاید بشنوم مژده وصال مژده وصالت را شاید که بشنوم مردی زنزول کرده آسمانی قدم نهاده بر زمین محبت هدیه آورده بر زمین ظلم را ز ریشه بر کنده بذر محبت را به سینه ها عطا کرده رویایی است بس شیرین دیدار تو من لایق نیستم به رویای تو من آنم که سوزم در حسرت من آنم که خاکستر شوم ز دوریت شب ها ز فراقت سوزم خورشید درونم سوزان است روزها در آتش فراق تو می سوزد روزها خورشید آتش فراق توهست نشان سوختن من در فراق است منجی بیا که عالم در فراق است
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 11:59 توسط یه منتظر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دوستان عزيز از 13 مرداد تا 11 شهريورهمزمان با ماه شعبان
جشنواره شعر و تصوير با موضوع انتظار و محبت در اين وبلاگ برگزار خواهد شد در اين جشنواره 30شعر با موضوع انتظار و محبت به همراه تصوير در اين وبلاگ قرار داده خواهد شد از اين 30 شعر 19 شعر آن از قبل آماده شده است و 11 شعر بقيه به همراه تصاوير ان به عهده شما دوستان عزيز است از دوستان عزيز هركي شعر داره بياد وبلاگ و واسه ما اون شعر رو كامنت خصوصي بزاره زير شعر هم اسم شاعر اون رو بنويسه به اميد طلوع آفتاب حق |
| نویسندگان |
|
یه منتظر سارا |
|
RSS
|