![]() |
![]() |
|
| هر چی دلم بخواد |
|
تو نمی توانی بفهمی چه می کشم در نبودت
سوال ها تمام نمی شود شب ها طولانی می شود آن فکرها آن غمها تو نمی فهمی ای بخشی از جوانی من تو معنای جوانی من ما چه ها که باهم نکردیم مثل یک کتاب قطور رمان رمانی که تو رفتی چاره ای برایم نماند نمی توانم راحت باشم روحم نابود می شود جانم آزار می بیند تو نمی دانی دیگر چه ها می کشم بی تو زندگی کردن برایم سخت است هر آن در یادم هستی تا ابد در دلم هستی بی تو نمی توانم که باشم بی تو زندگی عذاب است اکنون من نمی توانم زندگی کنم می دانی کدام حال تو را دوست دارم آن زمان را که تو مست می شوی و مرابه آغوش می کشی و می پرسی چقدر دوستم داری؟ وقتی تو رفتی ارزش دنیا هم رفت و زمان تمام شد تمام خیالاتم مردند سوالها در دلم ماند آن فکرها و غمها
بس سخن ها راندم ز عشقت بس رنجها کشیدم در فراقت بسی ز چشمانم دریاها ساخته ام زیر هجوم غم به یادت پناه بردم هزاران نامه التماس نگاشتم نی دانستم جواب نداری لیک هزار نامه التماس نگاشتم بی گناه محکوم به فراق شدم محکوم به حسرت و مرگ شدم باید اشک ها ریزم بی ثمر شاید که رها شوم زین حسرت شاید که لایق وصال شوم یا رب ز تو می پرسم لایق وصالم؟ یا لایق حسرت؟ لایقم که گوشه چشمی زین یار بینم ؟ یا که بسوزم در حسرت تا ابد یا رب لایق وصل دان و شادم کن گر لایق وصل نیستم زین غصه رهایم کن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم تیر 1387ساعت 12:33 توسط یه منتظر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دوستان عزيز از 13 مرداد تا 11 شهريورهمزمان با ماه شعبان
جشنواره شعر و تصوير با موضوع انتظار و محبت در اين وبلاگ برگزار خواهد شد در اين جشنواره 30شعر با موضوع انتظار و محبت به همراه تصوير در اين وبلاگ قرار داده خواهد شد از اين 30 شعر 19 شعر آن از قبل آماده شده است و 11 شعر بقيه به همراه تصاوير ان به عهده شما دوستان عزيز است از دوستان عزيز هركي شعر داره بياد وبلاگ و واسه ما اون شعر رو كامنت خصوصي بزاره زير شعر هم اسم شاعر اون رو بنويسه به اميد طلوع آفتاب حق |
| نویسندگان |
|
یه منتظر سارا |
|
RSS
|