![]() |
![]() |
|
| هر چی دلم بخواد |
|
سلام دوستان این دفعه شعر نیست
یه اتفاق جالب تو کلاسمون افتاد گفتم به شما ها هم بگم بدونید دیروز تو کلاس قرار گذاشتیم از هفته بعد نیاییم همه دختر مخالف بودن هر کسی یه سازی می زد یکی می گفت من میام ببینم کس دیگه نمیومده پسرا هم کم کم داشتن بی خیال می شدن بعضیا هم مردد بودن یه دفعه یکی از دختر اومد جلو وایساد به دخترای دیگه گفت: شما با پسر چی کار دارین شماها نیایین پسرا با من بعد گفت: اشکال از دختراست دفعه قبل یادتونه همه دخترا تو کلاس ریاضی اومده بودند ولی فقط ۲ یا۳ تا از پسرا حاضر بودن دیدم داره حق می گه و تنهاست با خودم گفتم بزار ببینم چیکار میخوادبکنه؟اسمه دختره نسرین بود.قاطعانه وایساد جلو همه دخترا همه رو مطیع خودش کرد اون قدر گفت آخرش همه دخترا رو با خودش هم صدا کرد. پسرا دیدن که بابا نسرین کارا رو درست کردش گفتن یکشنبه کلاس نمی آییم .بعد یه پسر گفت هیشکی نباید بیاد و همه گفتیم هیشکی نمیاد. خلاصه باید یه ایول به نسرین گفت با ۲۰ تا دختر جنگید و حق رو هم گفت وآخرش ما بردیم. ایول نسرین ایول خوشم اومد نسرین دمت گرم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 10:19 توسط یه منتظر |
|
|
دیگر بس است ای حسرت
تمام وجودم را گرفته ای معشوقه ام شده ای دیگر بس است ای حسرت وجودم را در آتش سوزاندی و خاکسترم را ارزانی باد کردی رها کن مرا حسرت ای بغض گلویم را ترک کن که من از غم زمانه ملولم ای زیبای زمانه تو ارزش حسرت نداشتی رهایم کن حسرت رهایم کن بوی عشق نزدیک است بهار وصل در راه است حسرت... به بستر مرگ افتاده ای اینک نوبت آفتاب بهار است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 11:50 توسط یه منتظر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دوستان عزيز از 13 مرداد تا 11 شهريورهمزمان با ماه شعبان
جشنواره شعر و تصوير با موضوع انتظار و محبت در اين وبلاگ برگزار خواهد شد در اين جشنواره 30شعر با موضوع انتظار و محبت به همراه تصوير در اين وبلاگ قرار داده خواهد شد از اين 30 شعر 19 شعر آن از قبل آماده شده است و 11 شعر بقيه به همراه تصاوير ان به عهده شما دوستان عزيز است از دوستان عزيز هركي شعر داره بياد وبلاگ و واسه ما اون شعر رو كامنت خصوصي بزاره زير شعر هم اسم شاعر اون رو بنويسه به اميد طلوع آفتاب حق |
| نویسندگان |
|
یه منتظر سارا |
|
RSS
|